الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
24
تفسير مجمع البيان (فارسى)
. . . . .
--> ( - ( يا قَوْمَنا إِنَّا سَمِعْنا . . . ) اين بود كه رسول خدا ( ص ) از مكه بسوى بازار عكاظ رفت در حالى كه زيد بن حارثه همراهش بود ، حضرت مردم را به اسلام دعوت مىفرمود ولى احدى دعوت او را نمىپذيرفت ، و كسى را نيافت كه دعوتش را بپذيرد ، حضرت به مكه بازگشت ، در بين راه همين كه به وادى ( مجنة ) رسيد - كه معروف بود به اينكه جن زياد دارد - نيمهء شب مشغول قرائت قرآن شد ، در اين حالت عدّهاى از جنّيان بر حضرت گذشتند ، همين كه صداى صوت قرآن حضرت را شنيدند گوش فرا دادند ، و به يكديگر گفتند : ساكت باشيد پس از آنكه حضرت تمام كرد ( بسوى قومشان بازگشتند و آنان را ارشاد كردند ، و گفتند : اى قوم ، ما قرآنى را شنيديم كه پس از موسى نازل شده است ، و كتابهاى آسمانى پيش از خود را تصديق نموده ، و اين كتاب بسوى حق و راه راست هدايت مىكند ، اى قوم ما ، به پيامبر خدا پاسخ مثبت دهيد و به او ايمان بياوريد ) به دنبال اين جريان جنّيان خدمت رسول خدا ( ص ) آمدند و ايمان آورده مسلمان شدند ، و حضرت احكام اسلام را به آنان آموخت ، آن گاه خداوند سورهء جن را نازل كرد ( قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ . . . ) و لذا خداوند اينجا از زبان آنان نقل مىكند ، حضرت رسول از ميان آنان كسى را انتخاب فرمود و براى هدايت آنان گماشت ، و اينان هميشه خدمت پيامبر ( ص ) مىرسيدند ، آن گاه حضرت به امير المؤمنين ( ع ) دستور فرمود كه به آنان بياموزد ، و لذا در ميانشان مؤمن هست ، كافر هست ، ناصبى هست ، يهودى هست ، مسيحى هست ، مجوسى وجود دارد ، و اينان فرزندان جان هستند .